Categories
My Poem

بهارِ تردید

شب رفت و ز پشتِ پرده خورشید آمد
از گریهٔ ابر، خندهٔ امید آمد

گفتم که چرا شکست‌ها زیبا شد؟
گفتا که بهار از دلِ تردید آمد

Categories
My Poem

بهار از دلِ سنگ

از پنجرهٔ صبح، نفس تازه رسید
بر خاکِ ترک‌خورده، نفسِ سبزه دمید

هرگز ز شکستِ خویش نومید مشو
گاهی زِ دلِ سنگ، بهار آمده دید

Categories
My Poem

نقشِ محبت

یک شمع اگر از خویش شرر بخشیده‌ست
شب را به هزار خانه درخشیده‌ست

از عمر همین بس که پس از رفتنِ ما
نامی ز محبت به کسی بخشیده‌ست

Categories
My Poem

صبحِ امید

در گوشهٔ خاک، دانه‌ای خوابیده‌ست
در سینهٔ سنگ، چشمه‌ای جوشیده‌ست

هر کس که امید از دلِ خود برنکند
از پردهٔ شب، صبح برون دیده‌ست

Categories
My Poem

پلِ رنج

از کوچهٔ دیروز گذشتم آرام
بر شانهٔ باد آمد آوازِ سلام

دیدم که تمامِ رنج‌های گذشته
پل بوده برایِ رسیدن به مقام

Categories
My Poem

لحظهٔ عشق

نه باغ به یک گل بهاری باشد
نه شب به همیشه تاری باشد

هر لحظه که با عشق نفس می‌کشیم
دنیا به همان لحظه جاری باشد

Categories
My Poem

خاطرهٔ زنده

در باغ، نه گل ماند و نه آوازِ پرنده
در جام، نه می ماند و نه نغمهٔ بنده

آن‌کس که دلش خانهٔ مهر آدم‌هاست
ماندست ز او خاطره‌ای زنده

Categories
My Poem

درسِ طبیعت

از رود، روانیِ سفر را آموختم
از کوه، سکوتِ پرثمر را آموختم

از خاک گرفتم که فروتن باشم
از آسمان، شوقِ نظر را آموختم

Categories
My Poem

میراثِ دل

از خاک رسیدیم و به خاک خواهیم رفت
با نام و نشان، یا بی‌باک خواهیم رفت

آن‌چه به جهان می‌ماند از ما فقط
مهری‌ست که در دل‌ها به جا خواهیم رفت

Categories
My Poem

ستارهٔ سکوت

بر شانهٔ شب، ستاره‌ای پیدا شد
در گوشِ سکوت، نغمه‌ای برپا شد

گفتم که کجاست راهِ آرامشِ دل؟
گفتا: دلِ آرام، خودش دریا شد