شوخی مکن با دیگران، گر نیست در خویشتن توان
کز خندهٔ بیجا شود آزرده دل در هر مکان
گر میکنی، آرام گو با مهر و لطف و خوشزبان
تا دل نرنجانَد کسی، از گفتگوی تو نهان
گر طعنهای داری به لب، با مهر و نرمی بر زبان
کز تلخی یک حرف بد، گردد مکدّر آسمان
با ریشخند بیسبب، دل را میازار ای جوان
کز زخم گفتار بدی، رنجیده گردد قلب و جان
هر کس به دنیا میکشد رنجی ز دوران زمان
پس مهربانی پیشه کن، تا نام ماند جاودان
با خندهٔ خود گل بکار، نه خار در باغ زمان
کز آدمی نیکو بماند، یاد نیک اندر جهان
رامین” ز مهر آموخت آیین نیک مردمان”
کز نیکخویی زنده ماند، نام انسان جاودان